تسویه حساب


سلام به همه
پنج روز از این ماه پر برکت و عزیز گذشت.عباداتتون قبول انشاالله
این خاطره که براتون تعریف می کنم بر می گرده به همین چند روز پیش.
شکمم بد جوری غار و غور می کرد آخه سحر کم خورده بودم
دو، سه ساعتی بیشتر تا افطار نمونده بود برای اینکه گرسنگی یادم بره رفتم پای کامپوتر یادم که نرفت
هیچی بدتر هم شد.
قبلش خیلی خوابیده بودم خوابم نمی برد خلاصه بزور خوابیدم.
تو عالم خواب بیشتر افرادی را که می شناختمو دیدم، اونجا شبیه برزخ بود،یه صف بلندم داشت.
افرادی بودند که می پرسیدند"تو توی دنیا چقدر عمر کردی؟"
هر کس یه جوابی می داد یکی می گفت 45 سال یکی80 خلاصه هرکس یه چیزی می گفت.
من با خودم فکر می کردم من که نمی دونم کی می میرم به آقاییه چی بگم یه فکرایی هم در مورد
مردن می کردم که یهو نوبت من شد یارو ازم پرسید"شما چقدر عمر کردید؟"
یه مکس کردم بعد گفتم من از کجا باید بدونم چند سال عمر می کنم.
یارو گفت:مگه بقیه بهت نگفتند که تو مردی.
جا خوردم،تو خواب می خواستم سکته کنم.از خواب پریدم رنگم زرد شده بود.
آنچنان خوش حال بودم که زنده ام با خودم گفتم اگه واقعا می مردم با این همه گناه چکار می کردم.
یه چند روزه خیلی از خودم خوشم می یاد چون از ترس این خوابه خیلی کار های خوب می کنم.
حالا با خودم فکر می کنم که چرا ما آدما تا قبل از اینکه نترسیم به خودمون نمی یاییم.سلام به همه
ماه رحمت و بخشش آمد خوشا به حال کسانی که از این ماه با دست پر بیرون بروند.
ماهی که خداوند خواب مومن را عبادت و عبادتش را چندین برابر قرار می دهد.
خدایا به ما توان انجام این عمل دشوار را عطا بفرما.
خدایا نفس ما را از انجام کارهای بد محفوظ بدار.
گویند زمان رسول خدا زنی جاریه خود را در روز رمضان دشنام می داد.پیامبر طعامی به او دادند تا بخورد او پاسخ داد من روزه
ام پیامبر فرمودند روزه گرفتن به تشنگی و گرسنگی نیست خداوند روزه را حجابی بر تمام اعمال قبیحه قرار داده،چه اندکند روزه
داران و چه بسیارند تشنگان و گرسنگان پیامبر در ادامه فرمودند خواب مومنان زیرک از عبادت جاهلان بالا تر است.
بارتعالی اعمال ما را با اینکه اندک است مورد قبول درگاهت قرار ده.
منبع:با تلخیص از مفاتیح الجنان
سلام دیشب برای هفت،هشتمین بار رفتیم کوهستان پارک خیلی خوش گذشت.
میشه گفت همه ی وسایلشو سوار شدیم از جمله فانفار،رنجر،سفینه،نهنگ،هواپیما گردان،کره وحشت و......
من قبلا همشو سوار شده بودم خیلی برام ترسناک و جذاب نبود اما این خانوما سرمونو خوردن از بس که جیق می زدن اتفاقی هم که نمی افتاد اینا جیق می زدن.![]()
خلاصه بعد رفتیمو شام خوردیم دیگه برگشتیم از بعضی جاهاش چند تا عکس گرفتم که اگه خواستید ببینید برید به ادامه ی مطلب
شعری در مورد ریاضیات
منحنی قامتم، قامت ابروی توست
خط مجانب بر آن، سلسله گیسوی اوست
حد رسیدن به او، مبهم و بی انتهاست
بازه تعریف دل، در حرم کوی دوست
چون به عدد یک تویی من همه صفرها
آن چه که معنی دهد قامت دلجوی توست
پرتوی خورشید شد مشتق از آن روی تو
گرمی جان بخش او جزئی از آن خوی توست
بی تو وجودم بود یک سری واگرا
چقدر دلم تنگ شده بود براش لحظه شماری می کردم تا بیاد و منو از تنهایی در بیاره چیزی دیگه نمونده داره میاد دیگه.
"لیگ برتر"و می گم
انشا.. شروع بشه چهار تا فوتبال نشون بدن تا از بیکاری در بیام و یک لذتی ببرم.
از کی بود فوتبالاشو ندیدم حالا عیبی نداره فقط امروز تو کرمان بتونن ببرن مارو بسه.
آقای کریمی هم که ما رو تنها گذاشتو رفت استیل عیبی نداره برای خدا حافظیش میاد.
کرانچارم با این دو جلسه تمرینش ببینیم چکار میکنه.
امیدوارم پیروز بشه تا همه ی هواداران پرسپولیشو خوش حال کنه.

سلام میکنم خدمت همه ی شما
این وبلاگ بیشتر مطالبش پاک سازی شد تا از این پس مطالب زیبا تر و تو دل برو تری بنویسم و خوانندگان هم لذت بیشتری ببرند.